ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

908

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

در باب عزيمت ولايت افغان به اعانت آن دولت قوى اركان اصرارها كرد ، امناى آن دولت نيز صرفهء خود را درين ديدند و قاصد اعانت او گرديدند . موازى سه هزار نفر از جمعيّت هندوستانى با او همراه نمودند و رنجيد سنكه « 1 » صوبه‌دار مملكت كشمير و مير غلامعلى خان والى ولايت سند هم به خواهش دولت انگريز به اعانت زر و لشكر بر شوكت او افزودند . افاغنهء جسته و گريختهء اطراف نيز بر دور او جمع شدند و عازم مملكت افغان آمدند . با معادل سىهزار لشكر و توپخانه [ اى ] بىمر از راه پنجاب و كنار رودخانهء سند ، روى به ولايت قندهار نهاد و در آن حدود و سامان صلاى فتنه و فساد در داد . كامران ميرزاى والى هرات كه برادرزادهء شجاع الملك است ، از عزيمت عمّ خويش به قندهار كمال اضطراب و اضطرار به هم رسانيد و معتمدين چرب‌زبان به خراسان فرستاده ، مستدعى اعانتى از نوّاب قهرمان ميرزاى والى آن ولايت گرديد . بالجمله ، برادران فتح خان افغان كه داستان ايشان درين كتاب مستطاب در جلد اوّل ذكر شده و در قندهار و كابل و پيشاور حكم‌گزار بودند ، توهّمات كامل نمودند . بعد از وصول رايات شجاع الملك به حوالى قندهار و محاصرهء آن محكم حصار [ 499 ] برادران مذكور تدابير به كار بردند و به اعانت يكديگر در خارج قلعه با شجاع الملك ميرزا مقابله [ اى ] خشنا كرده ، لشكر هندوستانى راه شكست و فرار سپردند . شاهنشاه صاحبقران بعد از استماع اين داستان ، تعجبّات زياده از حدّ نمود و چون شجاع الملك مزبور را مقصود حاصل نشده بود ، گلهء اين مطلب را به كارپردازان دولت بهيّهء انگريز اظهار نفرمود . كامران ميرزا نيز از غم تعدّيات عمّ رست و بر مسند كامرانى به اطمينان كامل نشست .

--> ( 1 ) . مجلس : « رنجيد سكه »